|
میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم...
یکشنبه 1387/07/28
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره چشای همیشه گریون آخه شستن نداره تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم طعم بی تو بودن و از لب سردت بچشم نطفه ی باز دیدنت رو توی سینم بکشم مثل سایه پا به پام من تو رو همرام نکشم دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره چشای همیشه گریون آخه شستن نداره تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره بزار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم برم وگوشه ی تنهایی و غربت بگیرم من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیر غمت دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره چشای همیشه گریون آخه شستن نداره تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
|
|